ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
مقدمهء مصحح 22
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
« عمرو بن الليث بحجره باز داشته بود و در سخت بكرده » ( ص 370 ) يعنى محكم بسته شده . و درين كتاب اين حرف بفراوانى تاريخ بلعمى و ساير كتب نثر قديم بر سر افعال در نيامده ليكن كم هم نيست و از نثرهاى قرون بعد زيادترست ، اما بر سر فعلهاى نفى مانند « تا كتاب اندام اندام بنرود » زيادة از يكى دو مورد نيامده است و بر افعال نهى و جحد نيز هيچ ديده نشد . و بر سر اسامى ( از قبيل باء تاكيد مقدارى و شمارى ) ( جز در موارد اضافى مانند « به زمين » و « به آسمان » و غيره ) نيز بيش از دو سه مورد به نظر نرسيد ، مثال : « ابو دوانيق از آن خواندندش يعنى بدانق گفتى » ( ص 326 ) ، - مثال « من بيك حاجت آمده بودم اما مسئله بگرديد و حاجت به شد » ( ص 502 ) ، ديگر باء مصاحبت ، مثال : « مسترشد مردى نيكو روى بود و بشكوه . . . » ( ص 285 ) و يك جا هم باء تاكيد را بر سر علامت استمرار درآورده چون : « بمى بايد گذشتن » ( ص 499 ) يعنى : مىببايد . ديگر : كلمه ( تا ) در ابتداى جملات و متمم جمله - كه در تاريخ سيستان بسيار زياد و در طبرى هم تا اندازهاى زياد آمده است در اين كتاب بسيار كمست ، مگر در قسمتى از فصول اوليهء كتاب كه گويا نقل بعبارت از جاى ديگر باشد - مثال : « تا بر آخر كي شكن بدست تركان گرفتار شد . . . ، تا گيو را بفرستاد ، تا بعد از هفت سال . . . خسرو را بيافت تا بعد حالها بىكشتى بجيحون بگذشتند . . . » ( ص 46 - 47 ) ديگر - حذف باء ظرفيت بر سر اسامى كه از اختصاصات عصر مؤلف است و شعرا هم آن را خاصه كه بعد از اسم مضاف بباء كلمهء « در » يا « اندر » يا « اندرون » يا « باز » باشد گاهى حذف ميكردهاند ، و بجاى به شهر اندر شهر اندر و عوض : بگيتى اندرون - گيتى اندرون ميگفتهاند ، و مرحوم اديب پيشاورى هم اين قاعده را زياد در اشعار خود به كار برده است . و درين كتاب يك بار اين حذف ديده شد ، مثال : « ابو الفوارس بغداد باز آمده بود بپادشاهى » ( ص 396 ) يعنى : باز بغداد آمده بود ، كه معنى آنست كه ، بار ديگر ببغداد بازگشته بود [ ( 1 ) ] . ديگر : استعمال ياهاى تمنى و ترجى و شرطى و ياى مطيعى و يائى كه در مورد خواب ديدن آورند ، كه هر كدام بقاعدهء قديم استعمال شده است ، و ذكر آنها موجب اطنابست فقط در صفحهء ( 440 ) در ذكر خواب ديدن بخت نصر اين فعل را استعمال نكرده است ، چنان كه گويد : « دانيال گفت صورتى ديدى كه سرش در آسمان و پايش در زمين بود » و چون در عبارات افتادگى دارد ، شايد ياء آن حذف شده باشد - زيرا در مورد ديگر ( صفحات 441 - 490 ) كه ذكرى از خواب ديدن بميان آورده است ، فعل مخصوص
--> [ ( 1 ) ] ظاهرا كلمهء ( بغداد ) در متن كتاب غلط باشد و صحيح آن ( فارس ) يا شيراز باشد ( ر ك : كامل ، ج 9 ص 8 )